زنان

جامعه شناسی علمی است زیر سلطه ی مردان واین واقعیت در نظریه ها و روش ها وتحقیقات و آموزش این علم ومعانی وکاربردهای اساسی دارد و همچنین زنان را از احراز مناصب الا در این رشته محروم می کنند و از سوی دیگر به آنها جامعه شناسی مردانه می آموزند یعنی دانشی را القا می کنند که درجایگاه فرودست زنان در ساختار اجتماعی بریتانیای امروز نقش مهمی دارد با توجه تغییراتی لازم برای چیرگی به این جانب داری های مردانه در گرفته است و همچنین زنان در پی مطالبی در جهت دفاع از حقوق خودشان ارئه دهند تخیل جامعه شناسانه که در حقیقت جامعه شناسان جامعه شناسی را علم جامعه می دانستند و منظورشان شدند که مطالبی که در جهت دفاع از حقوق خودشان ارائه دهند تخیل جامعه شناسانه که در حقیقت جامعه شناسی را علم جامعه می دانستند و منظورشان این بود که هدف جامعه شناسی تحقیق در باره ی علل پدیده های اجتماعی مانند بزهکاری را در نظر داشت که باید با تبین علل این پدیده ها را کنترل کرد رویکردهای اثبات گراکه در مطالعه ی جامعه از روش های پژوهشی علوم طبیعی بهره می گیرند با انتقاد انسان گرایانه مواجه شده و می گویند انسان به سبب انکه هدفمند عملمیکند از سایر جانداران و اشیا بی جان متمایز است و هدف ا باید درک رویدادها از دید این عوامل انسانی باشد ایدئولوژی مردانگی وزنانگی که دارا ی نظریه های جامعه شناسی مرد محور موجود که خود را متکی بر واقعیات میدانند ودر عمل فرودستی زنان و بهره کشی مردان از ایشان در بریتانیای امروز را محکم و توتوجیه میکنند و همچنین که این ظریه ها بسیار مرد محور است وبا معیارهای علم در واقع صحیح و معتبر به حساب نمی ایند چون قابل ایرادند و قابل اشتباه .

جامعه شناسی در جهت خلافهای موجود در نظریه سه رویکرد وجود دارد که ادغام طلبی و جدایی طلبی بازسازی مفاهیم را از نظریه های واحد فمینیستی که نظریه یواحدی نیست در نظر گرفت فمنیستها در مورد شیوه های توضیح فرودستی زنان یا راهای رهایی زنان هم عقیده نیستند تمایز عمده میان نظریه های فمنیستی در درکی است که از علل سرکوب زنان دارند وبیشستر این موضوع را در نظر میگیرند طبقه بندی اجتماعی زنان در این مورد توافق دارند به گفته ی رادیکال فمنیسته زنان به این دلیل که همگانی تحت بهره کشی و سرکوب مردان واقع می شوند منافع مشترکی دارند ودر طبقه با مردان در تعارض هستند در حقیقت افراد و مخصوصا خانمها در طبقه یی در جهت تضاد با مردان هستند همچنین مردان در جامعه شناسی هم گوی سبقت را نروبوده اند بلکه حق خانمها وزنان را را به نفع خود تمام کرده اند وبه این موضوع میرسیم که در جامعه شناسی هم باید به این موضوع و تعادل بین افراد نظر کرد سرکوب جنسی به سرکوب طبقاتی اهمیت دارد و زیرا نا برابری جنسی نیبت به نابرابری شغلی اولویت بشتر بنیادی تری را دارد نیاز به جامعه شناسی دگری که نیاز به احسس زنانه با شد و از تقسیم های جنسیتی از تفاوتهای طبیعی میان دو جنس بر می آیند و گفتیمکه تقسیم جنسیتی ساخته وپرداخته ی اجتماع است و نمی توان ه ایتناد به تفاوتهای جنسی ان را توجیه کرد نگاه جهاناز چشم اندازی زنانه مستلزم بازنگری در علم جامعه شناسی و چون وچرای در نظریه ها ویافته های موجود است که در بهترین حالت ناقص ودر بدترین حالت نادرست اند باید ۲ شخص وجنسیت زن ومرد را در جهان به اندیشه های آنها پر داخت و باید واکنش متقابل را در دو دنیای جداگانه از هم ندانست اما همگی در یک چیز با هم اشتراک نظردارند وآن تعهد به نگریستن به جهان از چشم اندازی زنانه است نظریه هایی که در مورد طبقه ی اجتماعی که رویکردهای و نظریاتی دارند که بنیان مارکسیستی دارند و نظریاتی که بنیان وبری دارند ودر مورد این ۲ بحثهایی شده است و همچنین زنان در نظریه ی طبقات اجتماعی که جایگاه طبقاتی انها بسیاری از زنان را وضعیت اشتغال مردان در نظر دارند و مورد اعتراض فمنیستها است در این صورت در باره یسر نوشت زنان و علایق و اعمال اجتماعی ایشان را موقعیت شغلی مردی که با او زندگی میکند تعیین آن و نه موقعیت خودشان زنان و تحرک اجتماعی آنها توصیف آن از یک بقه به طبقه یدیگر خواه از نسلی به نسل دیگر میان نسلی یا درون یک نسل، درون نسلی میباشد بررسی طبقه اجتماعی در جامعه شناسی مهم است زنان بطور سنتی به این اساس که در بازار کار حضور دایمی ندارند فمنیستها گفته اند که این بر خورد با زنان در نظریه ی طبقات نه تنها جنس پرستانه است ولی ما را به درک نادرستی از طبقات اجتماعی سوق می دهد برای طبقه بندی های زنان تعیین نظام طبقه بندی بطور کلی نادرست است و همچنین در مورد طبقات اجتماعی و بهره کشی از زنان و تبعیض نژادی در این زمینه است و استفاده از زنان سیاهپوست تنها به خاطر جنسیت آنها نیست بلکه ترکیبی از بهرهکشی طبقاتی ،نژادی و جنسیتی است واین زنها از نوع تبعیض نژادی رنج میبرند زنان شاغل هم در کارها و مسائل مختلف مزد کمتری میگیرند وزنان در سراسرجهان نسبت به مردان کمتذ دستمزد میگیرند ودر بدترین شرایط کار میکنند و همچنین شواهدی در دست است که زنان با توسعه یجامعه به آزادی و برابری با مردان دست یابند ودر مناطق روستایی و شهری مدرنیزه شدن به ظهور شیوه های تازه یبهره کشی انجامیده می شود واز زنان به عنوان نیروی کار استفاده میکنند.
وبا تمام این مسائل زندگی زنها نا به جنسیت آنها و مناسبتهای جنسیتی آنها اعتقاد به ضروورت وابستگی زنان به مردان و همچنین رضایت زنان در ازدواج میباشد وسرنوشت دختران وزنان جوان متاثر است از عقیده های زنانگی که زنها در موقعیت اجتماعی دارای شرایط وموقعیتهایی هستند که در این زمینه میتوانند تحصیل کنند وبه مناصبات شغلی که علاقمند هستند برسند که آنان را به سوی مشاغل زنانه سوق دهند وشاید برای خانه داری که وظیفه ی اصلی انها باشد آماده میکنند زنان در عرصه یاجتماعی موقعیتهای مناسبی دارند که باید انسان و انها خود در جهت اغتنام فرصتها این موضوع را در یابند تا به این موضوع برسند وانچه در وجود آنهاست را نادیده نگیرند.
ونظرات خودم در این زمینه:امروزه بیش از هر زمان دیگر موقعیت زنان در جوامع تغییر نموده است، بسیاری از موانع رسمی که فعالیت زنان را محدود و یا غیر ممکن می ساخت از سد راه برداشته شده است و زنان بیشتر از هر زمان دیگری در حوزه تحصیلات و مشاغل اجتماعی دیده می شوند. نگرش مردان نیز تا حدود زیادی نسبت به زنان تغییر نموده است، برخلاف گذشته بسیاری از آنها با حضور زنان در عرصه های عمومی عنادی ندارند!
اما علی رغم این تغییرات هنوز شاهد الگو های عمیق جنسیتی می باشیم که روابط اجتماعی میان زنان را متاثر می سازد. برای مثال هنوز سهم زنان در بسیاری از عرصه ها از جمله تصمیم گیری، تصمیم سازی، قانون گذاری و اجرای قوانین نا دیده انگاشته می شود و این حوزه ها کاملاً مردانه به حساب می آید. امروزه باوجودیکه در طی بیش از۵۰ سال تاسیس رسمی رشته جامعه شناسی درایران هنوز نقش مسلط مردانه درآن ساختار پدرسالارانه و مردمدار این رشته را حفظ کرده است، ولی درطی سالهای اخیر شاهد حضور بیش از پیش زنان دراین رشته بوده و لذا بنظر یمرسد همانند همه علوم درایران با تاخیری چند دهه ای می توان درسالهای آتی شاهد تغییرات جدی در ساختار جنسی رشته جامعه شناسی درایران بود.من فکر میکنم ما خودمان باید اقدام به انجام یکسیری کارهای نمائیم وشخصیت خودمان را در جامعه وخانواده جا بیاندازیم که آنطور در ادوار گذشته در مورد زن فکر میکردند تصور نشود در اینصورت به این جریان میرسیم که ما خودمان تا نخواهیم واقدام نکنیم به هیچ جایی نمی رسیم مما باید خودمان ، خودمان راقبول داشته باشبیم تا به آنچه میخواهیم برسیم.
منبع : جامعه شناسی زنان نوشته ی پاملا آبوت

ارسال نظر

ایمیل شما هرگزمنتشر یا به اشتراک گذارده نمی شود. قسمت های مارک دار الزامی هستند. *