بده آن قوطی سرخاب مرا
رنگ به بی رنگی ی خویش
روغن ، تا تازه کنم
پژمرده ز دلتنگی خویش
بده آن عطر که مشکین سازم
گیسوان را و بریزم بر دوش
بده آن جامه ی تنگم که کسان
تنگ گیرند مرا در آغوش
بده آن تور که عریانی را
در خمش جلوه دو چندان بخشم
هوس انگیزی و آشوبگری
ه سر و سینه و پستان بخشم
بده آن جام که سرمست شوم
خنی خود خنده زنم
چهره ی ناشاد غمین
هره یی شاد و فریبنده زنم
وای از آن همنفسی دیشب من ه روانکاه و توانفرسا بود
لیک پرسید چو از من ، گفتم
ندیدم که چنین زیبا بود
وان دگر همسر چندین شب پیش
او همان بود که بیمارم کرد
آنچه پرداخت ، اگر صد می شد
درد ، زان بیشتر آزارم کرد
پر کس بی کسم و زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست
لاف دلجویی بسیار زنند
جز لحظه ی کوتاهی نیست
نه مرا همسر و هم بالینی
که کشد ست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
که برد زنگ غم از خاطر من
آه ، این کیست که در می کوبد ؟
همسر امشب من می اید
کاین زمان شادی او می باید
لب من ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش
تا مرا چند درم بیش دهند
خنده کن ، بوسه بزن ، ناز بکش
از سیمین بهبهانی
این شعر در سالهای از ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ چهره های واقعی که در جامعه وجود دارند را به نمایش میگذارد. به زندگی افرادی که تن وجان خود را میفروشند وبرای اینکه بتوانند روزی خود را تامین کنند ونگرانی زن را نشان میدهد که در هر لحظه باید در پی آن باشد که فرد تازه ای که از در میآید او باید تن وجانش را به او عرضه کند ولی بیشتربی انصافی زن را نشان میدهد که با سرخاب وآب رنگ مرد را به طرف خودش میکشد واین مشکل که زن چرا این کار را انجام میدهد را صحبتی نمیکند وهیچ دغدغه ای در این مورد ندارد. ودر واقع نداشتن عدالت اجتماعی در جامعه است که نابرابریهای جنسی ( که زن در همان شرایط وموقعیت اجتماعی قرار دارد ولی به دلیل جنسیت از موقعیت پایینتری بر خوردار است وبر حسب جنس به او احترام میگذارند واو را وسیله ای برا رسیدن به اهداف خودشان در نظر میگیرند وهیچ تساوی وبرابری در این حوزه وجود ندارد.) که در جوامع وجود دارد باعث میشود زنان نتوانند از موقعیت خود استفاده کنند که ودر این راستا زن ومرد را مورد ظلم وستم قرار میدهد وخصوصیتی که در شعرهای بهبهانی وجود دارد این است که زن را همیشه کنار مرد قرار میدهد ودر بیشتر موارد مردها را مانع برای رسیدن به آرزوهای زنان میداند ودر حقیقت از مردان دفاع میکند که این مردها به خاطر نداشتن شرایط مساعد زندگی از آن محیط اسفبار فرار میکنند وجای امنی به جز در کنارزنهای فاحشه نمییابند ودر این جاست که میبینیم بهبهانی به جای اینکه زنها را در این شرایط مظلوم جلوه دهد وبگوید که در جامعه چه شرایط سختی بوده است که آنها به این کار روی آورده اند در حقیقت این موضوع رانشان میدهد که آنها از سر خوشی ویا در بعضی موارد بداقبالی به این جریان روی آورده اند ولی باعث بدبختی بیشترمردان میشوند!او در حقیقت هیچ مردی را مسئول وموظف کارها وشرایط اجتماعی نمیداند حتی شرایطی که برای زنهای آن دوره به وجود امده وهمیشه در شعرهایش حامی آنها بوده است او به مشکات زنان واینکه مردان باعث بی هویتی وهمچنین مانعی برای زنان برای داشتن موقعیتهای اجتماعی شده اند را نادیده میگیرد وبیشتر سیستم مرد سالاری را که در جامعه حاکم بوده است را بیان میکند وهیچ نقدی به این شرایط نمیکند در ادبیات زنان در این دوره بیشتر به مسائل اجتماعی میپردازند ومشکلاتی که در این برهه از زمان ایجاد شده است را مورد خطاب قرار میدهند وموضوعهایی که در مورد زنان است ومشخصا در این زمینه است را در درجه ی دوم در شعرهایشان قرار میدهند.
موضوعهای اجتماعی وانقلابی دراین زمینه بیشتر تحت تاثیر موج جنبشهای ادبیات متعهد متن از انقلاب می باشد بیشتر تاثیرات این دوره از مسائل سیاسی می باشد. این شعر بیشتر به مسائل اجتماعی آن زمان پرداخته است او بیشتر به حمایت از فقرا و جنگ را با بی عدالتی می پر دازد و او چون نویسندگان شاعران زن قبل به موضوع های جنسی و همچنین مسائل اجتماعی و طبقات پرداخته است که این حمایت فردی او از زنان وهمچنین مردان است وتا جای که توانسته بیشتر از آنکه در حوزه ی فمینیسم بپردازد بیشتر تلاش زنان را در طبقات تفکر انقلابی بیان کرده است.
سیمین بهبهانی شور استقبال زنان را در شعرهایش مورد خطاب قرار میدهد ولی نه برای اینکه دیدگاه زنان یا هدفهای زنانه را در پیش بگیرد ومورد نظر داشته باشد بلکه به خاطر اینکه مخالفت خودربه رژِم پهلوی هم از طرف خود و زنان آن دوره رانشان دهد ودر حقیقت رنگ ونقش زنان را تاحدی کمرنگ نموده است وبیشتر به حضور مردان در کنار زنان اشاره میکند تا اینکه زنان را شجاع ودر رفاه بیان کند.
ارسال نظر