در نظریات مختلف فمینیستی نظریه نابرابری جنسی وجود دارد در حقیقت فمینیسم لیبرالی بیشتر به تساوی حقوق بین زن ومرد اشاره دارد وبر این اساس نابرابری وتفاوتی که در جامعه بر اساس جنسیت وتبعیض جنسی صورت میگیرد را مورد انتقاد قرار میدهد و بر این نظر اتفاق نظر دارد که حقوقی که برای زنها باید همانند مردها در نظر گرفته شود خارج از تعیین جنسیت باید باشد وبید برای هر فرد حقوق شهروندی را معین نمود وهمچنین ارزش ویژه ای را برای عرصه خصوصی برای خانمها قایل نمیشود یعنی تنها اینکه زن در خانه باشد ومسئولیت خانه داری ومراقبت از بچه ها را داشته باشد وهیچ گونه اهمیت وازشی برای او قایل نشود را نمیپذیرد وعرصه ی عمومی را که زن در آن باید دارای پول وقدرت ومنزلت باشد را مورد تایید قرار میدهد در این سیستم زندگی زناشویی هم بر اساس رفتارمتقابل ، تنظیم کنشها ونقشها ووظایف متقابل باید انجام شود فمنیست لیبرالی با توسل به آزادیهای فردی ، قدرت انتخاب برای افراد ، آزاد ی وبرابری در فرصتها وهمچنین از بین بردن تبیض جنسی در جامعه وتامین وایجاد فرصتهای اقصادی برابر برای افراد چه زن وچه مرد وایجاد قدرت انتخاب برای خود وسرنوشتش تصمیم بگرید وزیر سلطه ی فرد ویا جامعه ای قرار نگیرد وباید رفاهی وامکاناتی که به صورت مفهومی برای مرد هست برای زن هم وجود داشته باشد.
این نابرابری جنسی وجود دارد وهمچنین به دلیلی واضح این نابرای ایجاد میشود که هم زنان وهم مردان میتوانند در برابر ساختارها وموقعیتهای اجتماعی برابر وواکنشی از خود نشان دهند اما این اعتقاد را هم دارند که دگرگون ساختن زنها و موقعیت آنها امکان پذیرتر است وچون براساس اهداف خود وتسلطی که بر زنها دارند بر روی آنها حاکمیت میکنند وآنها را از حضور در اجتماع واینکه زنها نمیتوانند وقدرت ندارند حذف میکنند. در این نظریه نه تنها زن با مرد از نظر موقعیت اجتماعی متفاوت است بلکه جایگاهشان کم ارزشتر واز اهمیت کمی بر خوردار میباشد واز موقعیتها ومنابعی که باعث پیشرفتشان میشوند برخوردار نیستند این تبعیض با کم ارزش کردن زن وجنسیت او واینکه قدرت وتوانایی انجام کاری را ندارد تطابق کامل دارد.
مثال بارز همه از دکتر مرد بیشتر حمایت میکنند تا دکتر زن ! اگر چه هر دوی انها در یک مقام ودر یک رشته ومدرک باشند . این اصل تفاوتها ی جنسیتی است که افراد در جامعه با دید غلط ایجاد میکنند وفرهنگ عامه ی مردم هم هر آنچه را که نخبگان بپذیرند آنها هم مورد توجه قرار میدهند وپیشرو آنها میگردند. ولی اما نابرابری جنسی تفوتها را ایجاد میکنند ولی ارزش ومقام را کم رنگ میکند وهمچننی شرایط وموقعیت را برا ی پیشرفت زن در جامعه مهیا نمیکند واز فرصت ومنابع کمتری برای ایجاد واستفاده از موقعیتهای اجتماعی بر خوردار است مثالی که میتوان در این مورد زد رشته هایی که مردها میتوانند در آن تحصیل کنند ولی بیشتر رشته ها برا ی خانمها اجازه ی ورود نیست !مثلا خلبان شدن این امکان برای آقایان فراهم شده ولی فرصت ومنبعی را برای زنها که بتوانند در این رشته تحصیل داشته باشند وجود ندارد این یک نابرابر یجنسی با کم ارزش کردن زن در جامعه میباشد.
مجموعه فرهنگ و قدرت زنان را در خانه و اجتماع از بین برده و سرنوشت زنان را به میل خود تغییر داده اند و بر بسیاری از آنها به چشم کالا و ابزار عیش و نوش و طرب نگریسته اند. با همه این وجود، زنان نه تنها در سکوت و یاس زندگی نکرده اند بلکه سعی و تلاش نموده اند تا در عرصه های مختلف نقش آفرینی کنند.!
ارسال نظر