نظریات فشار اجتماعی ودیگر نظریات هر یک به نحوی رفتار کجرویانه را تحت کنترل وپوشش خود قرار میدهنددر اول قبل از اینکه در بنا بر قضاوت بر اساس یکی از نظریات زیر بگذاریم بیاییم وهر یک از این نظریات را تعریف نمائیم ومتوجه شویم که هر یک از آنها چطور میتوانند بر رفتارها ی کجرویانه را توجیه وتحلیل کنند.
نظریه فشار اجتماعی :فشارهای اجتماعی ناشی از جامعه که بر رو ی افراد جامعه قرار میگیرد باعث ایجاد رفتار کجرویانه میگردد
نظریه یا دگیری اجتماعی :این موضوع را نشان میدهد که تمامی کجرویها بر اساس یادگیریهایی است که افراد از جامعه یاد میگیرند ویا نسبت به این فرایند همنوا میشوند مثلا در یک برهه از زمان کشیدن سیگار در ایران برای جوانان ونوجوانان به عنوان یک مد تلقی شده بود که هر کسی سیگار بکشد بزرگ شده است ونشانه ی این میدانستند که کهد خود را دارا یعقل ودرک وفهم بالا میدانستند در صورت یکه فارغ از اینکه در دام کجرو یهمنوایی از دوستان کجرو خود داخل شده اند.
نظریه کنترل اجتماعی :این موضوع را بیان میکند که افراد در جامعه باید تحت کنترل قرار بگیرند چرا که اگر در کنترل ناشند در معرض انحرافات ورفتار کجرویانه قرار میگیرندچرا که افراد به طور طبیعی بر اساس نظریه فروید تمایل به کجرفتاری دارند که اگر تحت شرایط کنترل شده نباشند منحرف میشوند واین نظریه این موضوع را به خود فرد بر میگرداند که خود افراد مسئول رفتارهای خود میباشند در صورتی که ۲ نظریه قبلی این موضوع یعنی کجرفتاری را به اجتماع وجامعه بر میگردانند که جامعه دلیل ایجاد چنین انحرافاتی میشود.
نظریه انگ زنی:نظریه ای ست که به فرد انگ کار یرا میزنند که شاید اصلا این رفتار را نداشته ات ویا در قبل چنین رفتار میکرده ولی در حال حاضر هم اورا این چنین میبینند تحلیلهایی که افراد از واکنشهای دیگران میکنند وبیشتر ارزیابی منفی را از آن موضوع متمرکز میکنند که این بازهم مثل نظریات یادگیری اجتماعی وفشار اجتماعی این موضوع به خود اجتماع وجامعه بر میگردد وفرد در آن نقشی ندارد وبیشتر افراد طبق رفتاری که جامعه از آنها یاد میکند ونسبت به آن عکس العما دارند مورد مواخذه وشاید دید بد اطرافیان قرار بگیرند
نظریه ی پدیدار شناختی:این موضوع را بیشتر بیان میکند که بر آگاهی ، احساس، درک ودریافت عقیده ی آنها میردازد وهمچنین کجرفتار انگ خورنده وکسی که انگ میزند تریف وساخت یا تفسیر آن از کجرفتاری کاملا ذهنی عمل میشود در حقیقت آنها تجربه وآگاهی شخص کجرفتار را عین پدیده ی واقعی میدانند.
نظریه ی تضاد : تضادهایی را در گروهها وقشرهای مختلف ایجاد میکنند مثلا تضاد گروههای سفیدان با سیاهان ویا گروههای سیاسی با گروههای لیبرال اینها تضادهایی را ایجاد میکنند وباعث جرم وکجرو یمیکردند که تضادهای اجتماعی وفرهنگی را موجب میشوند
در این خصوص میتوانیم به تحلیل رفتارهای موجود در جامعه طبق این نظریات بپردازیم به نظر من وبا توجه به استدلالها که خواهم کرد این ۶ نظریه در جامعه ی ایران بطور غیر محسوس در مواردی هم محسوس قابل بررسی است مثلا در مورد فشار اجتماعی در ایران میتوانیم این موضوع را بیان کنیم بسیار یاز فشارهای اجتماعی چه از لحاظ اقتصادی واجتماعی که بر روی افراد است باعث ایجاد رفتار کجرویانه خواهد شد فشارهای اقتصاد یکه بر روی افراد است وبیشتر افراد نمیتوانند معیشت خودشان را با جامعه همنواخت کنند وزندگی وامورات آن را بگذرانند شاید به دلایل یکه ذکر میشود
۱/نبودن کار
نداشتن درآمد کافی
نداشتن سطح تحصیلات ( اگر چه داشتن آن هم تاثیر گذار نیست مخصوصا در ایران)
که باعث ایجاد کجرویهای در زندگی افراد میشود که انحرافات یاز قبیل دزدی وقتلهای پی در پی وکلاه برداریها قاچاق مواد را شامل میوشد تنها این نظریه نمیتوان عامل این انحرافات را توجیه کند چرا که فرد یکه مورد را ترک کرده باشد .باز از طرف اطرافیانش به اوانگ زده شود باز در این جرگه قرار میگیرد وحتی رقابهای ی که بین شرکتها ی مختلف وقومها وقبیله های مختلف است نشان از این موضوع است که افراد تحت فشار مجبور به انجام یکسری انحرافات وکجرویهایی میشوند که این نظریه شاید در این کمتر باشد ( گمان ندارم)
واما اینکه افراد در جامعه همنوا میشوند ویکسری رفتارها ومسیرهایی را انتخاب میکنند
که از افراد دیگر یادگرفته اند مثلا انحرافات یکه در ایران وجود دارد خشونت والدین نسبت به بچه ها بسیار رواج پیدا کرده وهمنین افراد از یکدیگر این موضوع را یاد میگیرند ودر نظر خودشان فکر میکنند که این رفتار صحیحتر است چرا که هیچ گزینه ای برای انتخاب ندارند فشارهای اجتماعی ویادگیری اجتماعی وکنترل اجتماعی ۳ نظریه ای هستند تاثیرات جامعه بر روی فرد است وباید طبق نظریه کنترل اجتماعی آن را کنترل کرد چرا که خود انسان وبشر در جهت کجروی قدم بر میدارد در جامعه یما تحلیل رفتارها یکجروانه با تمامی این نظریه امکان پذیر است همانطور که توضیح دادهش د نظریه انگ نی به مراتب در فرهنگ ایرانی وحتی در خانواده ها یایرانی رواج دارد ویک بچه را با فرزند دیگرشان متفاوت میدانند ویکی را دکتر ودیگری را به رفتارهای یکه خودش نمیپسندند نسبت میدهند تا در این مسیر قرار بگیرد حتییک جوان ویا نوجوان اگر تحت کنترل خانواده اش قرار نگیرد وحتی جامعه مطمئنا در مسیری قرار یمگیرد که افرادکه نه خود میخواسته ونه خانواده از او انتظار دارد حتال میتوانیم یادگیری اجتماع یوفشارها را این چنین توصیفکنیم که توضیح داده شده است.باز هم میتوانیم ظریه یفشار اجتماعی را با پیدیه یفقر همسو نمائیم که بیشتر درگیریهای اجتماعی وانحرافاتی که حاصل میشود تمامی آنها ناشی از فقر انسانها وآدمهاست.
لیکن وقتی در برخورد با دوستان ناباب به بزهکاری و انواع انحرافات اجتماعی دست میزنند، بتدریج هالهای از احساس عدم تعلق اجتماعی پیرامون خود متصور میشود و هر چند که در محیطهای بازسازی سعی میشود اخلاق و رفتار خود را بهتر نمایند و این بهتر شدن اخلاق و رفتار خود را به رخ جامعه نیز بکشاند، معهذا با کمرنگ بودن رفتارهای مثبت مددکاران، و عدم رضایت از محیط کانون، و از همه مهمتر بر چسب مجرم (انگ زنی )و این داغ باطله زدن، بر یاس و ناامیدی افزوده شده که گاها” در بحثهای گروهی، نوع انحراف آنقدر نزد فرد عجیب جلوه داده میشود که بنوعی در تکرار جرم و یا وسعت بخشیدن آن (بصورت باند بزهکاران) تمایل نشان میدهند. بنابراین اگر خانواده، مدرسه، نتوانند بر رفتار و انتظارات نوجوانان نظارت کافی داشته باشند(کنترل اجتماعی) و ارزشها و هنجارهای اجتماعی را در کانال طبیعی آن به آنها بیاموزند و به آنها بقبولانند که از برخی از نیازها که مورد قبول جامعه نیستند، اجبارا” یا کاملا” چشمپوشی کنند، و یا گاه با برخی از نیازهای جامعه پسند تعویض و یا شکل و روش ارضای انها را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهند، و یا نیازهای کاذب برای آنان تولید ننمایند، دیگر نمیتوان از محیطهای بازسازی توقع داشت که به توفیق کاملا” شایسته نایل آیند، اما میتوان امیدوار بود که مسئولین متعهد و متخصص جامعه، تنها نظارت بیشتری بر این نوجوانان به اصطلاح بزهکار داشته باشند بلکه سعی شود با مکانیسمهای پیشگیرانه از راهها و وسایل ارتکاب بزهکاری و انحرافات اجتماعی (نظیر امکانات تحصیلی، امکانات شغلی، امکانات گذران اوقات فراغت ، …) را دقیقا” مد نظر قرار داده و برنامهریزیهای را انجام دهند. مواردی که میتواند زمینه ساز انحرافات در جمعه باشد فرار از منزل ، اعتیاد ، طلاق ، فقر ، فریب خوردن ، دوستان ناباب ، قاچاق ، موادمخدر.
هر نظام اجتماعی برای حفظ ارزش ها و هنجارهایش یکسری قوانینی را بوجود میآورد که تا افرا آن جامعه در چارچوب آن عمل کنند .
ارسال نظر