نظریه دوینیو بیشتر بر این است که یک ساختار تئوریک را بر پایه برداشتی از فکر وتخیل وکارکرد تخیل خود میداند یعنی هر آنچه که به صورت هنر در میآید یک ساختاری است از فکر واندیشه وخیال هنرمند است وتوقع از هنر در کشور فرانسه چون در حال تغییر است واین تغییر نوع تازهای از نقد هنری را به وجود میآورد. ما نمی توانیم دوینیو را به عنوان یک جامعه شناس عرفی وسنتی در نظر بگیریم علم جامعه شناسی این طور بیان میکند که همه میتوان خود را به صورت بررسی مردمان بلکه همچنین در تغییر آنان نشان میدهد او معتقد است که جوامع کوچک باید به استقلال برسند تا به بلاهای شرق وغرب دچار نشوند او به عنصر خلاقیتی تاکید میکند که در یک بازسازی آرمانی مانند شرط بندی بر سر ادامه ی زندگی جمعی یک روستای عقب افتاده جامعه شناسی باشد .برای اینکه در برابر یک اثر هنری نه فقط عواطف واحساس افراد ولذت وستایش بر انگیخته میشود بلکه از طریق نشانه هایی که این تخیل در اختیار میگذارد .در جامعه بالقوهای که از ما بسیار دور است وما نمیتوانیم آنرا دستیابی کنیم شرکت مینمائیم.
ویژگیهای برجسته ی این تعریف را میتوان کوشش وتلاش برای دستیابی بیشتر به جنبه های پویای جامعه بپردازد تا به جنبه ی ایستایش.جوامع بنا به سرشت خود هیچگاه به یک شکل نهایی وواحدی نمی رسند ارائه ی نظریات یا طرح با مقدمه ای به جامعه شناسی کارکرد تخیل واو بیشتر از هر چیز دیگر توجه ما را به این عقیده ی خود جلب میکند که تخیل چیزی بیشتر از خیال است وفاصله گرفتن دوینیو از جامعه سنتی وهمچنین اشاره ی او به تعریفهای مذهبی وسیاسی هنر وهمچنین اینکه او میگوید نوعی از جامعه شناسی هنر را میتوان بیان کرد که نقطه ی حرکتش هم تجربه ی واقعی خلاقیت وهم تجربه ی عملی وپویایی زندگی در بطن جامعه باشد وهدفش را اینطور بیان میکند که ببیند خیال تا چه حد وبه چه اندازه در زنگی جامعه ریشه دارد بیان میکندوبدون اینکه بخواهد تعصب به خود راه دهد واو ایدئولوژیک وزیبایی شناختی را که مانع تحول وشکل گیری جامعه شناسی تخیل شده اند را به کنار زده اند.حمله ی دوینیو متوجه ی نوعی از جامعه شناسی هنر است که عنوان مارکسیس را نیز به خود میدهد نه به خاطر اینکه با نیت سیاسی مارکسیسم مخالف است بلکه به این خاطر که نمیتواند تحلیل خشک وبی انعطاف آنرا درباره ی موضوع مورد بحث بپذیرد .
ارسال نظر