موسیقی در جامعه شناسی هنر

موسیقی با توجه به نظریه آدورنو، یک موسیقی در رادیو را میتوانیم مورد بررسی قرار دهیم هنگامی که صبح رادیو را روشن کرده وهمرا با صبحانه ی لذیذ به موسیقی آن گوش میدهیم بسیار لذت میبریم وهیچگاه به نظریاتی که ارائه شده توجهی نداریم اما اگر در موضوع ریز شویم میبینیم که که باتوجه به نظر آدورنواین موسیقی تماما جنبه ی تفرحی وسرگرمی دارد وما این موسیق یرا انتخاب نکرده ایم بلکه به ما اقا شده است ناخود آگاه که به آن گوش دهیم وآزادی انتخاب ما با توجه به نظریه ی آدورنو محدود شده است.از طرف دیگر برای صنعت ارتباط پنهان است که توده ها ر کنترل کند او معتقد است هنگامی که ما افراد را کنترل کنیم وبگوییم که این موسیقی بهتر است وآنها به این جهت حرکت میکنند چرا که استاندارها هنگامی که افزایش یابند محدودیت افراد در آزادیهایشان نیز بیشتر خواهد شد.در حققیت افراد آزاد نیستند چرا که او میگوید هر آنچه که میخواهند بر اساس سلیقه ی شخصی خودشان انتخاب کند این مسیر در لفافه ای از آزادی پنهان میشود.او این موضوع وروش محدود کردن در انتخاب واقعی افراد را نه تنها در رادیو بلکه در تمام جنبه های رسانه های جنب ی میداند.او میگوید سوالات وهمچنین وموسیقی طور ی طراحی شده است که محققان بتوانند تاثیرتی بر روی انواع مختلف مردم بگذارند. وباعث میشود که افراد به جهت یک موسیقی استاندارد شده سوق داده شوند وهمچنین در نتیجه آزاد ی آنها در انتخاب محدود میشود. ویک موسیقی را همه مردم میپسندند وآن موسیقی در عرصه اجتماعی بدون انتخاب افراد ،قدرتمند میشود چرا که محققین آن را این طور طراحی کرده اند که افراد این موسیقی را بپذیرند چون استاندارد است. پس در نتیجه او به جبریت اجتماعی در هنر معتقد است واو این موضوع را بیان نمیند که این عمل را باید تحمل کرد بلکه او میگیوید با توجه به این عمل انقلابی میتوان واقعیت جبریت اجتماعی را تغییر داد. و او میکگوید مهمترین عبارت است از تعیین وتعریف موسیقی خوب و وی اعتراف میکند که چنین مشکی را نمیتوان به طور کامل حل کرد.

ارسال نظر

ایمیل شما هرگزمنتشر یا به اشتراک گذارده نمی شود. قسمت های مارک دار الزامی هستند. *